طراحان وب شاپرک شفا با قرآن
آگهی

 

 

نظر سنجی
آیا محتوای این سایت برای شما مفید بوده است؟
 
اخرین اخبار مالی

شناخت قرآن از دیدگاه رسول اکرم

                  قرآن؛ شافعی است که شفاعتش  قبول  است.

                 قرآن؛ رساننده از دنیا به وی آخر تاست.

                  قرآن؛ به بهترین راه راهنمایی می کند.  

                               قرآن؛ نگه دارنده از لغزش  است.

                              قرآن؛  چراغهای  هدایت  است.

                             قرآن؛ رشد  از  گمراهی  است.

                            قرآن؛ کمال  دین  امت  است.

                              قرآن؛  باطنش  عمیق  است.

                                   قرآن؛ منازل حکمت است.     

                                   قرآن؛ شوخی نیست.     

 

شناخت قرآن از دیدگاه امام علی

قرآن؛غزتی است که یاری کنندگان آن شکست نمی خورند.

قرآن؛ چراغی است که افروختگی آن خاموش نمی شود.

قرآن؛ سپر است برای کسی که او را به بر گیرد.

قران؛ حکم است برای کسی که قضاوت کند.

قرآن؛ دریایی است ته  آن  پیدا  نمی گردد.

قرآن؛خبر است برای کسی که روایت کند.

قرآن؛ جدا کنند حق  از  باطل  است.

قرآن؛ باغهاوبستان های عدل است.

قرآن؛بهاردل های مجتهدین است.

                                                                            قرآن؛معدن و مرکز ایمان است     


                        بدانید خدا یکی است

بدانید خدا یکی است

من"الله" هستم معبودی جز من نیست مرا بپرست و نماز را برای یاد من بپادار.(طه/14)

صیقل دلها

رسول خدا فرمودند:دلها مانند آهن زنگ می زند.گفتند:صیقل آن چیست؟گفت:یاد مرگ و خواندن قرآن.

فضیلت و خواص سوره مبارکه حمد

ابن عباس از پیامبر اکرم نقل کرده است که سوره حمد برابر با دو سوم قرآن کریم است.(1) اگر سوریه حمد را در یک کفه میزان و باقی سوره های قرآن را در کفه دیگرر قرار دهند سوره حمد هفت برابر سنگین تر است.(2) امام صادق :سوره حمد سوره ای است که ابتدایش "حمد" خدا و وسطش "اخلاص" و آخرش دعا است.(ه-ن)


دو خدایی را کنار بگذارید

خداوند فرمان داده "دو معبود انتخاب نکنیدمعبود همان خدای یگانه است تنها از من بترسید. "(نحل/51)

نجات از عذاب

رسول خدا فرمودند:قرآن را بخوانید زیرا خداوند دلی را که قرآن را دریافته معذب نمی کند. 

فضیلت و خواص سوره مبارکه حمد

امام رضا:هر کس به بیماری ای مبتلا شده اگر اگر سوره حمد را هفت مرتبه بخواند بهبود میابدو اگر چنین نشد هفتاد مرتبه بخواند بهبود حتما میابد(1) پیامبر: اگر سوره حمد را هفتاد بار بر میتی خواندید و روح دوباره به بدنش باز گشت تعجب نکنید(2).(ه-ن)


غیر از او خدایی نیست

از رسولاتی که پیش از تو فرستادیم بپرس آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم ؟(از خرف/45)

موجب غنی شدن

رسول خدا فرمودند:بنده ای که قرآن خواند فقیر نشود و او را بالا تر از قرآن بی نیازی ای  نیست.

تعبیر خواندن سوره ای مبارکه حمد در خواب

هر که در خواب ببیند که سوره ای "حمد" را قرائت می کند،درهای خیر و خوبی بر او گشوده شده و درهای شر و بدی بر او بسته می شود.(1)همچنین گفته اند: هر کس در خواب ببیند که خودش یا فرد دیگری در حال قرائت سوره "حمد"  است، نشانه آن است که:دعایی که می کند مستجاب می شود و در های خوبی به سویش گشوده می شود و به فایده و بهره ای دست می یابد که بدان شاد می شود و نیز گفته اند:دلیل بر روزی شدن حج می باشد.(2).(ه-ن)


خدا به ظاهر و با طن آگاه است

گفتار خود را پنهان کنید یا آشکار او به آنچه در سینه هاست آگاه است.(ملک/13)

پیامبر اکرم:شیطان در خانه ای که سوره بقره در آن قرائت می شود وارد نمی شود.(1) امام صادق : هر کس سوره بقره را قرائت نماید این سوره در روز قیامت همچون ابری بر سر ایشان سایه می افکند.(2)

شفا دهنده ای هر دردی

حضرت علی فرمودند:هرگز به غیر قرآن شفا مجوئید،زیرا که آن از هر دردی شفا دهند خواهد بود.(ه-ن)


 

 

آخرين بروز رساني (شنبه, 14 ارديبهشت 1392 09:37)

 

مشارکت مشهاد 

 

 


          

 

 

 

                    


           خاطره ای از کتک خوردن حسن روحانی در مدرسه                               

                                                                                                                                                 http://khavarestan.ir/sites/default/files/styles/large/public/images/1392-06-04/IMG07374902.JPG?itok=ipStY6DH

 

حسن روحانی درباره اتفاقات دوران کودکی خود و زمانی که برای اولین بار به مدرسه رفته است می‌نویسد: چون متولد 21 آبان 1327 هستم، برای ثبت نام در سال اول دبستان دچار مشکل شدم. یعنی وقتی در تابستان 1333 می‌خواستم ثبت نام کنم، چون کمتر از شش سال داشتم، مسؤلان دبستان حاضر به ثبت نام نبودند؛ زیرا می‌بایست حداقل متولد اواخر شهریور باشم.... علی رغم اینکه ثبت نام نکرده بودم، پدرم من را به دبستان می‌فرستاد و من هر روز به دبستان می‌رفتم ولی پس از حضور در کلاسِ درس، معلم من را به خانه بر می‌گرداند.

 

کاملاً یادم هست که هر روز صبح پدرم می‌گفت باید به مدرسه بروی، من هم می‌رفتم و وقتی وارد مدرسه می‌شدم، ناظم مدرسه می‌گفت: چرا آمدی، برگرد به منزل و من را بر می‌گرداند و یا اگر از نظر ناظم مخفی می‌شدم، معلم کلاس من را از کلاس بیرون می‌کرد. برای همین آغاز دور? دبستان برای من بسیار تلخ بود.... روحانی در ادامه توضیح می‌دهد که نهایتاً قرار می‌شود که او چند نفر دیگر که وضع مشابهی داشتند، به صورت مستمع آزاد سرکلاس حاضر شوند، ولی در آخر اولیای مدرسه حاضر می‌شوند که از آن‌ها امتحان بگیرند و وی در این امتحان قبول می‌شود و به کلاس دوم می‌رود، اما چون درسهای کلاس اول را درست نخوانده بوده، سال دوم برایش مشکل بوده و در همین کلاس برای اولین و آخرین بار از معلم کتک خورده است! چون در جوابِ 9، 9 تا به جای 81، گفته بود 18 تا!

 


بباید با خرد دید خلق و خالق                                           توجه کن بوضعم مرد بالغ

تماشا کن خدارا با خلایق                                            کند حاجت روا گرباشی لایق

                                                                                             حمزه فریفته


 

               

8عا دت همیشگی انسانهای موفق

انسانهای موفقکارهای متفاوتی انجام می دهند ولی چیزهایی هست که همگی در آنها مشترک هستند.

1-آنها از اشتباه درس میگیرند

اگر برنامه اصلی شما کار کردن است باید سخت تر وطولانی تر کار کنید ،چون انتخاب دیگری ندارید.تعهد وسرسپردگی تمام وکمال بدون داشتن امنیت،کار شما را سخت تر از انجه که تصور میکردید میکند.اگر بدترین اتفاق هم بیفتد("بدترین لزوماَهمان "بد"ی نیست که شما فکر میکنید)تا زمانی که سخت کار میکنیدو از اشتباهاتتان یاد میگیرید مطمئن باشید که راهی  برای واکنش پیدا خواهید کرد.

2-کارمیکنند.

با کمی تلاش میتوانید خوب باشید.ولی میتوانید با کمی تلاش بیشتر ،بیشتر بهتر باشید!ولی نمی توانید چیزی را به دست بیاورید تا زمانی که به طرز باور نکردنی تلاشهایتان را متمرکز نکرده باشید.هیچ کلید میانبری وجود ندارد.هر کسی با توانایی های مشخصی  به دنیا می آید.اما میتوان اشخاصی را یافت کهبا هزاران ساعت تلاشتوانایی هایشان را گسترش داده وبه صورت قابل توجهی موفق میشوند.پس همین الان شروع کنید،زمان در حال هدر رفتن است.

3-......وخیلی بیشتر کار میکنند

هر کار آفرین و شخص موفق،بسیار بیشتر از میانگین یک شخص معمولی کار میکنند.آنها لیستی ازکارهایی که باید به اتمام برسد دارند.بنابر این زمان بیشتری برای انها صرف می کنند

4-از مردم دوری می کنند

هم رنگ جماعت شدن،صرف نظر از مقدار گرایش آن،شما را در حد وسط نگه میدارد.انسانهای موفق چیزهایی را انجام میدهند که دیگران نمی خواهند انجام دهند.به جاهایی میروند که دیگران نمیروند یا دوست ندارند ،چون رقا بت کمتری وجود دارد وشانس پیروزی در این شرایط بیشتر میشود.

5-آنها در نقطه پایان آغاز می کنند

موفقیت نسبی ،معمولاً روی اهداف معمولی استوار است.در خصوص اینکه واقعاً چه چیزی می خواهید تصمیم گیری کنید،میخواهید بهترین باشید؟سریعترین؟ارزانترین؟بزرگترین و یا هر چیز....،روی آن تمرکز کنید.این هدف شماست.اگر از هدفتان مطمئن نیستید،حتی از کوچکترین هم شروع نکنید.می توانید تصمیم های بهتری بگیرید و راه آسانتری برای انجامش بیابید.اگر هدفتان مشخص و نهایی شد موفقیتتان نیز قابل تصور است

6-آنها یک جا متوقف نمی شوند

دستیابی به یک هدف بزرگ ،فقط سکوی پرتابی برای رسیدن به هدف بعدی است.روند به دست آوردن موفقیت در یک زمینه به شما مهارت وشبکه ای برای موفق شدن در بسیاری از زمینه های دیگر را میدهد.افراد موفق تنها در یک مسیر موفق نیستند .آنها منتظر هستند تا مسابقات بعدی را هم ببرند.

7-آنها می فروشند

فروش پایه واساس یک کسب وکار موفق است.دانستن اینکه چگونه باید مذاکره کرد،با "نه"گفتن مقابله کرد وبا اعتماد بنفس و عزت نفس ،افراد را متفاعد کرد تا با شما همکاری کنند.

8-آنها بیش از حد افتخار نمی کنند

آنها پذیرفته اند که اشتباه هم میکنند.توانایی گفتن "متاسفم"را دارند کآنها موفقیت خود را مدیون دیگران هستند.با هم لذت می برند وبرای در خواست کمک آماده اند.آنها شکست می خورند ودوباره تلاش می کنند.

                                                                                                                                                                                                                                                                                     n:حدیث کرمان


 جشن فروردین و فروردگان

فروردین از ریشه فرور و فرورد است که از یک واژۀ پارسی باستان به ما رسیده: در سنگ نبشتۀ بهستان (بیستون) داریوش بزرگ یکی از هماوردان خود را به نام فراورتی Faravarti یاد کرده. دومین پادشاه ماد نیز فرودتی نام داشته و پدر دیاکو سردودمان پادشاهان ماد هم که در 713ق.م به تخت شاهی جلوس کرد همین نام را داشته، فرودتی با واژۀ اوستائی فروشی Farvashi و پهلوی فروهر Farvahr برابر است. در اوستا فروشی یکی از نیروهای نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی گراید. هیأت واژۀ (فروردین) از هیأت اوستائی در حالت اضافه در جمع مؤنث اتخاذ شده، چه در اوستا این ترکیب همیشه با واژۀ اشاون ashâvan آمده به معنی فرودهای پاکان، فروهرهای نیرومند پارسیان ـ بنابراین در کلمۀ فارسی (فروردین) مضاف‌الیه آنکه (پاکان) باشد افتاده است.

اما فروردگان مرکب است از همان فرورد و گان پسوند نسبت و اتصاف. این لغت به جشن ویژۀ ارواح در گذشتگان اطلاق می‌شده و آن هنگام نزول فروهران است از آسمان برای دیدن بازماندگان. نظیر آن در دیگر ادیان کهن و نو نیز دیده می‌شود و آن را (عید اموات) گویند. در نزد هندوان ستایش نیاکان (پیتارا Pitara) شباهتی به این جشن ایرانی دارد ـ رومیان نیز ارواح مردگان را به نام Manes خدایانی به تصور درآورده فدیه نثار آنان می‌کردند و معتقد بودند پس از آنکه تن به خاک سپرده شد، روان به مقامی ارجمند خواهد رسید، از این‌رو در گورستان‌ها، در ماه فوریه جشنی برای مردگان برپا می‌کردند و فدیه می‌دادند. بعضی مدت جشن فروردگان را پنج روز و برخی ده روز دانسته‌اند. این عید که اکنون پارسیان هند آن را «مقتات» می‌نامند در ایران به نام فروردگان و فروردیگان و معرب آنها فروردجان و فروردیجان از لغات پهلوی فردگان و پردگان و پردجان و به اصطلاح ادبی فروردکان نامیده شده و ریشۀ آنها از لغت اوستائی فرورتی و فروشی است که در بالا گذشت.

بنابر مشهور، این عید ده روز بوده که در اصل عبارت بوده است از پنج روز آخر ماه دوازدهم با پنج روز الحاقی اندر گاه و در اواخر عهد ساسانیان و همچنین نزد اغلب زرتشتیان قرون نخستین اسلام پنج روز آخر ماه آبان با پنج روز اندرگاه که پس از آخر آبان می‌آمده است. از خود اوستا مستفاد می‌شود که این عید از زمان قدیم ده روز بوده است چه در «یشت 13 بند 49» مدت نزول ارواح را ده روز می‌شمارد ولی معذلک ممکن و بلکه محتمل است هنگامی که خمسۀ مسترقه در جلو دی ماه بوده پنج روز پایان اسفندارمذ، یعنی از 26 تا 30 آن ماه عید بازگشت ارواح به منازل خودشان بوده است و چون خمسه را بعدها به آخر اسفندارمذ نقل کردند بعضی چون فروردگان را در واقع آخرین پنج روز قبل از فروردین می‌دانستند همان خمسه را فروردگان شمردند و برخی دیگر بنابر همان سنت جاری قدیم پنج روز آخر اسفندارمز را فروردگان گرفتند و عاقبت چنان‌که بیرونی نوشته: «از آنجا که این ایام در آئین مذهبی اهمیت بسیار داشته و از زرتشتیان نمی‌بایست فوت شود عمل به احتیاط کردند و هر دو پنج روز یعنی همۀ ده روز را جشن گرفتند.»

فروردگان که در پایان سال گرفته می‌شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن شادی، چنان‌که بیرونی راجع به همین روزهای آخر سال نزد سغدیان گوید: «در آخر ماه دوازدهم (خشوم) اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه‌سرائی کنند چهره‌های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها گذارند و ظاهراً به همین جهت جشن نوروز که پس از آن می‌آید روز شادی بزرگ بوده (علاوه بر آنکه جشن آغاز سال محسوب می‌شده).»

کلمۀ جشن هم که در این اصطلاح به کار رفته با (یشتن) پهلوی و (یزشن) پازند و (یسنا) و (یشت) اوستائی از یک ریشه و به معنی نیایش و ستایش و مجازاً برپا داشتن آئین و رسوم و تشریفات (اعم از سوگ و سور) است.

 

                                                                                         

 

منوی اصلی
کاربران آنلاین
- 23 مهمان حضور دارند
ورود به سایت


(www.shaparakgroup.com)