طراحان وب شاپرک
آگهی

 

 

نظر سنجی
آیا محتوای این سایت برای شما مفید بوده است؟
 

 

     

          نتایج لیگ برتر فوتبال ایران

خواب خود را تعبیر کنید

 

  

                      

     

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

اخرین اخبار مالی

 

1) نام پزشک: سوسن نصر برومند  تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری ، تلفنی و اینترنتی   آدرس: ساختمان پزشکان استقلال 2   تلفن: 03412451632

2) نام پزشک: هادی دلکش  تخصص: داخلی 

نوع نوبت دهی: حضوری ،  تلفنی و اینترنتی   آدرس: مجتمع پزشکان استقلال 2   تلفن: 03412451133

3) نام پزشک: طاهره نامجو   تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری و تلفنی   آدرس: چهارراه طهماسب آباد ساختمان خاتم انبیاء  تلفن: 03412459554

4) نام پزشک: فروغ فرخ پور   تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری و تلفنی   آدرس: چهارراه طهماسب آباد ساختمان خاتم انبیاء  تلفن: 03412457540

5) نام پزشک: سیمین دخت حبیب زاده    تخصصداخلی

نوع نوبت دهی: حضوری ، تلفنی و اینترنتی  آدرس: چهارراه طهماسب آباد ساختمان خاتم انبیاء 

تلفن: 03412443633

6) نام پزشک: احمد شفاهی   تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری و تلفنی   آدرس: چهارراه طهماسب آباد ساختمان خاتم انبیاء طبقه سوم 

تلفن: 03412442014

7) نام پزشک: خداداد محمودی نیا   تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری ، تلفنی و اینترنتی   آدرس: چهارراه طهماسب آباد ساختمان خاتم انبیاء طبقه سوم  

تلفن: 03412457895

8) نام پزشک: احمد مهدی پور   تخصص: داخلی و گوارش

نوع نوبت دهی: حضوری ، تلفنی و اینترنتی  آدرس: ساختمان پزشکان زکریا  تلفن: 03412459118

9) نام پزشک: سید حسین حسینی    تخصص: داخلی

نوع نوبت دهی: حضوری و تلفنی   آدرس: خیابان استقلال ساختمان حکیم طبقه دوم   تلفن: 03412478579

10) نام پزشک: خاطره علوی    تخصص: داخلی , دیابت زخم

نوع نوبت دهی: حضوری    آدرس: خیابان ابوحامد ساختمان مهرگان   تلفن: 03412267837

11) نام پزشک: محبوبه حاج جعفری    تخصص: داخلی   

نوع نوبت دهی: حضوری و تلفنی    آدرس: چهار راه طهماسب آباد ساختمان پزشکان متخصص  

  تلفن: 03412474210

 

آخرين بروز رساني (يكشنبه, 06 آذر 1390 10:05)

 

مشارکت مشهاد 

 

 


          

 

 

         

 

 

 

 


          

 

بباید با خرد دید خلق و خالق                                           توجه کن بوضعم مرد بالغ

تماشا کن خدارا با خلایق                                            کند حاجت روا گرباشی لایق

                                                                                             حمزه فریفته


 

               

8عا دت همیشگی انسانهای موفق

انسانهای موفقکارهای متفاوتی انجام می دهند ولی چیزهایی هست که همگی در آنها مشترک هستند.

1-آنها از اشتباه درس میگیرند

اگر برنامه اصلی شما کار کردن است باید سخت تر وطولانی تر کار کنید ،چون انتخاب دیگری ندارید.تعهد وسرسپردگی تمام وکمال بدون داشتن امنیت،کار شما را سخت تر از انجه که تصور میکردید میکند.اگر بدترین اتفاق هم بیفتد("بدترین لزوماَهمان "بد"ی نیست که شما فکر میکنید)تا زمانی که سخت کار میکنیدو از اشتباهاتتان یاد میگیرید مطمئن باشید که راهی  برای واکنش پیدا خواهید کرد.

2-کارمیکنند.

با کمی تلاش میتوانید خوب باشید.ولی میتوانید با کمی تلاش بیشتر ،بیشتر بهتر باشید!ولی نمی توانید چیزی را به دست بیاورید تا زمانی که به طرز باور نکردنی تلاشهایتان را متمرکز نکرده باشید.هیچ کلید میانبری وجود ندارد.هر کسی با توانایی های مشخصی  به دنیا می آید.اما میتوان اشخاصی را یافت کهبا هزاران ساعت تلاشتوانایی هایشان را گسترش داده وبه صورت قابل توجهی موفق میشوند.پس همین الان شروع کنید،زمان در حال هدر رفتن است.

3-......وخیلی بیشتر کار میکنند

هر کار آفرین و شخص موفق،بسیار بیشتر از میانگین یک شخص معمولی کار میکنند.آنها لیستی ازکارهایی که باید به اتمام برسد دارند.بنابر این زمان بیشتری برای انها صرف می کنند

4-از مردم دوری می کنند

هم رنگ جماعت شدن،صرف نظر از مقدار گرایش آن،شما را در حد وسط نگه میدارد.انسانهای موفق چیزهایی را انجام میدهند که دیگران نمی خواهند انجام دهند.به جاهایی میروند که دیگران نمیروند یا دوست ندارند ،چون رقا بت کمتری وجود دارد وشانس پیروزی در این شرایط بیشتر میشود.

5-آنها در نقطه پایان آغاز می کنند

موفقیت نسبی ،معمولاً روی اهداف معمولی استوار است.در خصوص اینکه واقعاً چه چیزی می خواهید تصمیم گیری کنید،میخواهید بهترین باشید؟سریعترین؟ارزانترین؟بزرگترین و یا هر چیز....،روی آن تمرکز کنید.این هدف شماست.اگر از هدفتان مطمئن نیستید،حتی از کوچکترین هم شروع نکنید.می توانید تصمیم های بهتری بگیرید و راه آسانتری برای انجامش بیابید.اگر هدفتان مشخص و نهایی شد موفقیتتان نیز قابل تصور است

6-آنها یک جا متوقف نمی شوند

دستیابی به یک هدف بزرگ ،فقط سکوی پرتابی برای رسیدن به هدف بعدی است.روند به دست آوردن موفقیت در یک زمینه به شما مهارت وشبکه ای برای موفق شدن در بسیاری از زمینه های دیگر را میدهد.افراد موفق تنها در یک مسیر موفق نیستند .آنها منتظر هستند تا مسابقات بعدی را هم ببرند.

7-آنها می فروشند

فروش پایه واساس یک کسب وکار موفق است.دانستن اینکه چگونه باید مذاکره کرد،با "نه"گفتن مقابله کرد وبا اعتماد بنفس و عزت نفس ،افراد را متفاعد کرد تا با شما همکاری کنند.

8-آنها بیش از حد افتخار نمی کنند

آنها پذیرفته اند که اشتباه هم میکنند.توانایی گفتن "متاسفم"را دارند کآنها موفقیت خود را مدیون دیگران هستند.با هم لذت می برند وبرای در خواست کمک آماده اند.آنها شکست می خورند ودوباره تلاش می کنند.

                                                                                                                                                                                                                                                                                     n:حدیث کرمان


 جشن فروردین و فروردگان

فروردین از ریشه فرور و فرورد است که از یک واژۀ پارسی باستان به ما رسیده: در سنگ نبشتۀ بهستان (بیستون) داریوش بزرگ یکی از هماوردان خود را به نام فراورتی Faravarti یاد کرده. دومین پادشاه ماد نیز فرودتی نام داشته و پدر دیاکو سردودمان پادشاهان ماد هم که در 713ق.م به تخت شاهی جلوس کرد همین نام را داشته، فرودتی با واژۀ اوستائی فروشی Farvashi و پهلوی فروهر Farvahr برابر است. در اوستا فروشی یکی از نیروهای نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی گراید. هیأت واژۀ (فروردین) از هیأت اوستائی در حالت اضافه در جمع مؤنث اتخاذ شده، چه در اوستا این ترکیب همیشه با واژۀ اشاون ashâvan آمده به معنی فرودهای پاکان، فروهرهای نیرومند پارسیان ـ بنابراین در کلمۀ فارسی (فروردین) مضاف‌الیه آنکه (پاکان) باشد افتاده است.

اما فروردگان مرکب است از همان فرورد و گان پسوند نسبت و اتصاف. این لغت به جشن ویژۀ ارواح در گذشتگان اطلاق می‌شده و آن هنگام نزول فروهران است از آسمان برای دیدن بازماندگان. نظیر آن در دیگر ادیان کهن و نو نیز دیده می‌شود و آن را (عید اموات) گویند. در نزد هندوان ستایش نیاکان (پیتارا Pitara) شباهتی به این جشن ایرانی دارد ـ رومیان نیز ارواح مردگان را به نام Manes خدایانی به تصور درآورده فدیه نثار آنان می‌کردند و معتقد بودند پس از آنکه تن به خاک سپرده شد، روان به مقامی ارجمند خواهد رسید، از این‌رو در گورستان‌ها، در ماه فوریه جشنی برای مردگان برپا می‌کردند و فدیه می‌دادند. بعضی مدت جشن فروردگان را پنج روز و برخی ده روز دانسته‌اند. این عید که اکنون پارسیان هند آن را «مقتات» می‌نامند در ایران به نام فروردگان و فروردیگان و معرب آنها فروردجان و فروردیجان از لغات پهلوی فردگان و پردگان و پردجان و به اصطلاح ادبی فروردکان نامیده شده و ریشۀ آنها از لغت اوستائی فرورتی و فروشی است که در بالا گذشت.

بنابر مشهور، این عید ده روز بوده که در اصل عبارت بوده است از پنج روز آخر ماه دوازدهم با پنج روز الحاقی اندر گاه و در اواخر عهد ساسانیان و همچنین نزد اغلب زرتشتیان قرون نخستین اسلام پنج روز آخر ماه آبان با پنج روز اندرگاه که پس از آخر آبان می‌آمده است. از خود اوستا مستفاد می‌شود که این عید از زمان قدیم ده روز بوده است چه در «یشت 13 بند 49» مدت نزول ارواح را ده روز می‌شمارد ولی معذلک ممکن و بلکه محتمل است هنگامی که خمسۀ مسترقه در جلو دی ماه بوده پنج روز پایان اسفندارمذ، یعنی از 26 تا 30 آن ماه عید بازگشت ارواح به منازل خودشان بوده است و چون خمسه را بعدها به آخر اسفندارمذ نقل کردند بعضی چون فروردگان را در واقع آخرین پنج روز قبل از فروردین می‌دانستند همان خمسه را فروردگان شمردند و برخی دیگر بنابر همان سنت جاری قدیم پنج روز آخر اسفندارمز را فروردگان گرفتند و عاقبت چنان‌که بیرونی نوشته: «از آنجا که این ایام در آئین مذهبی اهمیت بسیار داشته و از زرتشتیان نمی‌بایست فوت شود عمل به احتیاط کردند و هر دو پنج روز یعنی همۀ ده روز را جشن گرفتند.»

فروردگان که در پایان سال گرفته می‌شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن شادی، چنان‌که بیرونی راجع به همین روزهای آخر سال نزد سغدیان گوید: «در آخر ماه دوازدهم (خشوم) اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه‌سرائی کنند چهره‌های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها گذارند و ظاهراً به همین جهت جشن نوروز که پس از آن می‌آید روز شادی بزرگ بوده (علاوه بر آنکه جشن آغاز سال محسوب می‌شده).»

کلمۀ جشن هم که در این اصطلاح به کار رفته با (یشتن) پهلوی و (یزشن) پازند و (یسنا) و (یشت) اوستائی از یک ریشه و به معنی نیایش و ستایش و مجازاً برپا داشتن آئین و رسوم و تشریفات (اعم از سوگ و سور) است.

 

            

اشعاری کوتاه از استاد شهریار

در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــی ----- كاش یارب كه نیفتد به كسی كار كسی

هــــــر كس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــی ----- نپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ كســــی

آخــــــرش محــــنت جانــــكاه به چـــــاه انـــــدازد ----- هركه چون ماه برافروخت شبِ تارِكسـی

سودش این بس كه به هیچش بفروشند چو من ----- هر كه باقیمت جان بود خریدار كســـی  شهریار

 

 

راهــــی به خـــــــدا دارد  خلوتــــــگه  تنـــهایی ----- آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیــــــــی

هر جا که ســـــــری بردم در پــرده تو را دیــــدم ----- تو پرده نشـــــــینی و من هـرزه ی هر جایی

بیدار تو تا بـــــودم رویـــــــای تو مـــــــی دیــــدم ----- بیدار کن از خـــــوابم ای شــــــــــاهد رویایی

از چشم تو می خیزد هنگامه ی ســــر مستی ----- وز زلف تو می زایــــد انگیزه ی شــــــــیدایی

هر نقش نگارینــت چــون منظره ی خورشـــــید ----- مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی

چشمی که تماشاگر دز حسن تو باشد نیست ----- در عشق نمی گنجد این حسن تماشـــایی شهریار

 

از زنــدگــانیــــم گــــله دارد جــوانیــــــم----- شرمنده‌ی جوانـــی از این زندگانیـم

دارم هـــوای صحبت یــــاران رفتـــــه را -----یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق----- داده نویــــــد زندگــــی جــاودانیـــــم   شهریار

 

                                                                            

 

منوی اصلی
کاربران آنلاین
- 26 مهمان حضور دارند
ورود به سایت


(www.shaparakgroup.com)